|
اتل متل یه مادر ،
نحیف و زار و خسته
با صورتی حزین و
دستای پینه بسته
بپرس ازش تا بگه ،
چه جور میشه سوخت و ساخت
با بیست هزار تومن
پول ، اجاره خونه پرداخت
اجاره های سنگین ،
خرج مدرسه ی ما
خرج معاش خونه ،
خرج دوای مینا
بپرس ازش تا بگه ،
چه جوری میشه جنگ کرد
با سیلی جای سرخاب
،
صورتارو قشنگ کرد
بپرس ازش تا بگه ،
چه جوری میشه جنگ کرد
یا اینکه بی رنگ
مو ، موی سیاهو رنگ کرد
میخوای بدونی چرا
، نصف موهاش سفیده
بپرس که بعد ِبابا
، چی دیده چی شنیده ؟
هر وقت به مامان
میگم ، طعم غذات عالیه
مامان با گریه
میگه ، جای بابات خالیه
بعضی روزا که توی
ِخونه غذا نداریم
غذای روز قبلُ ، واسه مینا می
ذاریم
مینا با غم می
پرسه ، غذا فقط همینه ؟!
مامان با گریه
میگه : بابات کجاس ببینه ؟
...
...
میگم مامان راست
بگو ، اگه بابا دوسِت داشت
چرا ازت جداشد ،
پس چرا تنهات گذاشت ؟
... |