اتل متل یه مادر ، نحیف و زار و خسته

با صورتی حزین و دستای پینه بسته

بپرس ازش تا بگه ، چه جور میشه سوخت و ساخت

با بیست هزار تومن پول ، اجاره خونه پرداخت

اجاره های سنگین ، خرج مدرسه ی ما

خرج معاش خونه ، خرج دوای مینا

بپرس ازش تا بگه ، چه جوری میشه جنگ کرد

با سیلی جای سرخاب ، صورتارو قشنگ کرد

بپرس ازش تا بگه ، چه جوری میشه جنگ کرد

یا اینکه بی رنگ مو ، موی سیاهو رنگ کرد

میخوای بدونی چرا ، نصف موهاش سفیده

بپرس که بعد  ِبابا ، چی دیده چی شنیده ؟

هر وقت به مامان میگم ، طعم غذات عالیه

مامان با گریه میگه ، جای بابات خالیه

بعضی روزا که توی ِخونه غذا نداریم

غذای روز قبلُ ، واسه مینا می ذاریم

مینا با غم می پرسه ، غذا فقط همینه ؟!

مامان با گریه میگه : بابات کجاس ببینه ؟

...

...

میگم مامان راست بگو ، اگه بابا دوسِت داشت

چرا ازت جداشد ، پس چرا تنهات گذاشت ؟

...

 

 

 

 خانه | اخبار |  ترانه | گفتگو | مقاله | پيوند | بايگاني | دفتر يادبود  | تماس با ما

   

© Copyright 2005-2006 glassyguards.com

All rights reserved . Designed by : Mostafa Azghandi