(( لیسانس ))

 

شما که سواد داری ، لیسانس داری ، روزنامه خونی
با بزرگون می شینی، حرف میزنی ، همه چی می دونی
شما که کله ت پره ، معلّم مردم گنگی
واسه هر چی که می گن جواب داری ، در نمی مونی
بگو از چیه که من ، دلم گرفته؟

راه میرم دلم گرفته ،  می شينم دلم گرفته  
گریه می کنم ، می خندم ، پا میشم، دلم گرفته
من خودم آدم بودم ، باد زد و حوای منو برد

سوار اسبی بودم که روز بارونی زمین خورد

عمر من کوه عسل بود ولی افسوس

روزای بد انگشت انگشت اونو لیسید

... بعد نشست تا تهشو خورد

توضيح : وقتی با استاد در مورد پيله های شيشه ای صحبت کردم ، ایشون ترانه لیسانس و پيشنهاد کردند ، ترانه ای که به 27 سال پیش برمیگرده و چه اتنخاب زيبایی ، لیسانس هنوزم تازه ست ، با تشکر از محمد صالح علاء دوست داشتنی / مصطفی ازقندی

     
 

 خانه | اخبار |  ترانه | گفتگو | مقاله | پيوند | بايگاني | دفتر يادبود  | تماس با ما

© Copyright 2005-2006 glassyguards.com

All rights reserved . Designed by : Mostafa Azghandi