|
((
لیسانس
))
شما که
سواد داری ، لیسانس داری ،
روزنامه خونی
با بزرگون می شینی،
حرف میزنی ،
همه چی می دونی
شما که کله ت پره ،
معلّم مردم گنگی
واسه هر چی که می گن جواب داری ، در نمی
مونی
بگو از چیه که من ، دلم گرفته؟
راه میرم دلم
گرفته ، می
شينم دلم گرفته
گریه می کنم ، می خندم ، پا میشم، دلم گرفته
من خودم آدم بودم ، باد زد و حوای منو برد
سوار اسبی بودم
که روز بارونی زمین خورد
عمر من کوه عسل بود ولی افسوس
روزای بد انگشت
انگشت اونو لیسید
... بعد نشست تا
تهشو خورد |