|
مث
ببری که تیراندازا رو دوس داشته باشه
به
تو دل بستمو می دونم این مرگه واسم
جای هرچی گلوله س می سوزه تو روحم و باز
زل
زدم به صورت تو توی سمه تو کاسم
نمی تونم نبینم چشماتو هر روز آخه تو
مث
خورشیدی و من کور می شم از تاریکیا
چشامو می زنی اما چه جوری دل بکنم
از
تو که دوری و می تابی همین نزدیکیا
روزی که دیدمت از هیچی خبر دار نبودم
روزنامم راجع به عشق تو و من چند صفحه زد
از
همون شب واسه ی تو دل من هر دقیقه
هفتاد و پنج دفعه نه هفتصد و پنجاه دفعه زد
نمی دونم چی شد ، اما دیگه من ، من نبودم
روح یه زن تو تنم بود ، اما یه زن نبودم
رنگ چشمامو موآم فرقی نکرد اما دیگه
مردی از شیشه شدم مردی از آهن نبودم
از
تو من اونور دنیا رو می شد دید و گذشت
می
شد از رو لبم آواز تو رو چید و گذشت
همه چی گربه ای بود و پر از احساس و می
شد
به
سگی بودن این زندگی خندید و گذشت
آره من خیلی میخوامت دیوونه ساده نباش
چشم براه کسی که مُرده تو این جاده نباش
برا چیزیکه تو رو می
کشه آماده نباش
اتفاقی که واسه هیچکی نیفتاده نباش
قدر هرچیرو ندونه آدم از دس میره ، بعد
پشیمونی مث بختک سایه می اندازه رو اون
زندگی ویرونه ای میشه و اون وقت حتی عشق
صد
تا قبرستون بی مقبره می سازه رو اون
زندگی هی چی به جز عشقای رنگی نداره
خوبنو بد ، کسی زشتی بی قشنگی نداره
دل
دله عشق اگه بود ، شیشه ای سنگی نداره
توالت توالته ، ایرونی فرنگی نداره
1
من
بودم که تو رو از دریا گرفتم ماهی جون
حالا می خوای بری ترکم کنی قایق سوراخه
قسمت هر دو ی ما موج ُ گردابه و عشق
موسیقی فرقی نداره ،
evanescence
یا باخه
وقتی کُشتم همه ی مارای پونه زارمو
کشف کردم تو خودم عشق تو رو مثل یه گنج
اگه خسته شدی واست می میرم اما تو هم
از
کسی که واسه تو مردنو دوس داره نرنج
مث
ببری که تیراندازا رو دوس داشته باشه
به
تو دل بستمو می دونم این مرگه واسم
جای هرچی گلوله س می سوزه تو روحم و باز
زل
زدم به صورت تو توی سمه تو کاسم
1 )
مصراع
فوق کاملا در بحر رمل قرار ندارد
و
این دستکاری در وزن دانسته انجام شده است . |