فرشاد اصفهانی زاده

کارشناس ارشد معماری

       

معماری ، شعر و موسیقی

( ارتباطات و تاثیرات )

 

   

 

معماری وموسیقی

 

جمیع هنرهای دنیا اعم از تجسّمی و غیر تجسّمی برآمده از روح و احساسات درونی خالق اثرمی باشد. در تمامی این هنرها ، تاثیر و تلفیق دیگر هنر پوشیده نیست. بدین معنا که برای هر چه بهتر ساختن و جلوه دادن اثر هنری لازم است به میزان هرچند مختصر از سایرعلوم وبه خصوص هنرها بهره مند گردید. ( سینما و موسیقی )- ( ادبیات و ترانه )- ( معماری و مجسمه سازی ) و ...  . در این مجال کوتاه به بررسی ارتباطات معماری و موسیقی و بیان تشابهات و تاثیرات آنها بر یکدیگر می پردازیم .

آشنایی با برخی مفاهیم مشترک :

1 ایده خلق اثر (Concept)  :

چگونگی برخورد با موضوع است، یعنی کیفیت و محتوای اثر .

در معماری : بر اساس سبک خواسته شده ، موقعیت ، نیازهای فیزیکی طرح و ... حاصل می شود .

در موسیقی : تعیین سبک موسیقی ، ریتم و ضرب آهنگ و ... به عنوان ایده های اصلی اثر هستند .

2- هماهنگی در معماری ، رنگ بندی در موسیقی :

ترکیب عناصر معماری در یک فضا مستلزم سازماندهی واستفاده از الگوهایی است که این عناصر را به صورت معنی داری به هم ربط می دهد.در موسیقی

و در بحث تنظیم به منظور ایجاد حس بیشتر اثر و تاثیر و تلقین آن بر شنونده با استفاده از نحوه اجرا و ترکیب سازها می توان به هماهنگی توام با تنوع

دست یافت.

3- تنوع و یکنواختی :

استفاده تکراری از عناصر فضایی در معماری و کاربرد مکررّ از یک ضرب و ریتم در موسیقی ممکن است به ترکیبی یکنواخت و خسته کننده منجر شود. از طرفی دیگر، تنوع طلبی افراطی به منظور ایجاد جذابیت بیشتر در آثار باعث ایجاد نوعی آشفتگی و هرج ومرج دیداری و شنیداری می گردد

وحدت، تنوع ، آشفتگی و انسجام به گونه ای که هماهنگی و تنوع را با هم جمع کند در آثار هنری بسیار اهمیت دارد .

4- ریتم و سکون :

تعریف ریتم : به عنوان یک قاعده کلی ، بر اساس تکرار عناصر درفضا و زمان شکل می گیرد.

در معماری : ساده ترین نوع آن تکرار منظم عناصر معماری در امتداد یک خط مستقیم است.

سکون و توقف با مفهوم مکث در معماری جنبه ای کاربردی دارد. پاگرد پله ها ، میادین و گره های شهری از نمودهای کاربردی آن است. گاهی با ایجاد

یک عامل یا عنصر در فضای معماری و جلب توجه بیننده ، عامل مکث و سکون را می توان به خوبی پدید آورد. ( قرار گیری یک اثر هنری در راستای

یک مسیر حرکتی ).

در موسیقی : در اینجا نیز ریتم به عنوان پایه و سمبل ساخت موزیک مطرح می باشد. اگرچه که ریتم های کند و تند در موسیقی هر یک با توجه به شرایطی خاص طراحی و ساخته می شوند،لیکن مفهوم ریتم بدون سکون (سکوت) کاملا بی معناست. ترکیب حرکت نت ها و سکوتها در یک اثر موسیقی

برخواسته از ایجاد نوعی تنوع و نشاط در گوش شنونده است.

برخی تاثیرات :

عوامل متعددی در ایجاد ایده ها و مفاهیم آثار موثرند. در این رابطه استفاده از نوعی موسیقی درفضاهای خاص معماری بسیار مد نظر است.در فضاهای

با عملکرد فرهنگی ، هتری ، توریستی و ... این موسیقی به تلطیف فضا کمک می کند. ضمن اینکه نوع و سبک موسیقی اجرایی بهتر است با ویژگی های

کالبدی فضای معماری هماهنگ گردد. (موسیقی همساز با معماری ) .

در زمینه تاثیرات این دو هنر بر یکدیگر می توان گفت که :

تاثیر موسیقی بر معماری با انگیزه کیفیت بخشیدن به فضا کاملا واضح و مستقیم است. ( کاربرد در مراکز تفریحی- فرهنگی ).

تاثیر معماری بر موسیقی را می توان به ساخت ملودی ها و آهنگهایی درباره برخی آثار فرهنگی و تاریخی به عنوان یک اثر یادمانی خلاصه کرد.

همچنین گاهی برگزاری مراسم کنسرت در برخی مکان های تاریخی و فرهنگدار خاص تاثیر خود را بر نحوه  برگزاری ( انتخاب و نواخت و آرایش ساز

و سبک موسیقی ) خواهد گذاشت . در این زمینه علم طراحی صحنه نیز به یاری آن می شتابد .

 

معماری و شعر

 

درتمامی ادوار زیباترین و پر مایه ترین احساسات انسانی درقالب کلام موزون وآهنگین شعرا انعکاس یافته وازسرچشمه غنی معارف بشری برای خلق موسیقی مکتوب سود جسته و گفتگویی بی زمان را درسناریوی تاریخ رقم زده است.

شعرواقعیت را به تجرید می کشد و معماری از تجریدها به سمت واقعیت حرکت می کند و یک احساس متعالی را ازپس خطوط به یک فضای ملموس مبدل می کند.

همانطورکه افراد گوناگون برداشت های متفاوتی از یک شعر یکسان دارند ، مخاطبان اثر معماری هم می توانند احساسات متفاوتی را در یک فضای عینی تجربه کنند . در واقع همانگونه که سراینده ابیات ، سعی در به اشتراک گذاردن مفاهیمی با خوانندگان خویش دارد ولی هربار که شعری خوانده می شود در واقع شعر جدیدی سروده می شود، موفقیت معماران هم ( موفقیت عامه پسندانه یک اثر ) صرفا به میزان پختگی خطوط طراحی وابسته نیست بلکه هر مخاطب معماری به تنهایی خود شاعرفضایی نو است .

بدین معنا که با دید بصری خود به فضای معماری تفسیر متفاوتی از درک محیط خلق شده توسط معمار را درذهن القا می کند که شاید متفاوت از واقعیت مفهومی آن اثرباشد.

قافیه و ردیف در شعرفضا ،حرکات موزون خطوطی است که آهنگ زیستن را زمزمه می کنند.

شعرفضا: منظور از این اصطلاح ، محتوای معمارانه یک فضا برای زیستن می باشد.

ایده ها و مفاهیم بسیاری ازسوی شعرا، معماران را درخلق آثارنو رهنمون کرده است.در مقابل معماری و معماران هم بارها دستمایه های شاعرانه ای را فراهم آورده اند که یافتن و برگزیدن آنها در دیوان های بجا مانده چندان سهل وآسان نمی نماید.

ای دلبرمعمار که طاقی به هنر                   در حسن خود از رواق چشم بنگر

حیف است تو را عمارتی گل کردن              تعمیر کنی خرابه دل بهتر . . .

با نگاهی کوتاه و گذرا به این نمونه اشعار می توان به آسانی فهمید که معماری از مشاغل برتر روزگاران کهن بوده و معماران( این هنرمندان سازنده  ) از جایگاه ویژه ای درمیان خاص وعام برخوردار بوده اند.   

دربسیاری از آثارمعماری یادمانی ( معماری که به واسطه عاملی اجتماعی، تاریخی ، فرهنگی و ...

همواره دیدنی است ودرخاطرو ذهن باقی می ماند )

تاثیر شعر و کلام ناب در خود اثر بسیار حائز اهمیت است.

آثارغزلیات خیام و ابیاتی از شاعر پارسی گوی ایران زمین، فردوسی، در طراحی مقبره هایشان و ایجاد فضای معنوی که تلطیف دهنده روح هر

بیننده ای است ، تنها با حضوردر فضای معماری خلق شده آن است که قابل درک خواهد بود .

هندسه خالص معماری به همراه شیوایی کلام شعر در آثار مختلف ، همواره همسویی خود را در بهتر جلوه دادن محتوایی اثر نشان داده است.

 

 

 

farshad_243@yahoo.com

 

 
 

 خانه | اخبار |  ترانه | گفتگو | مقاله | پيوند | بايگاني | دفتر يادبود  | تماس با ما

   

© Copyright 2005-2006 glassyguards.com

All rights reserved . Designed by : Mostafa Azghandi